السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

25

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

سپس مانند سخن ابوالبخترى را روايت مىكند . كعب‌الاحبار گويد : سلمان از علم و حكمت پر است . مسلم گويد : حديث كرد ما را بهز ، از حمادبن‌سلمة ، از ثابت ، از معاويةبن‌قرّة از عائذبن‌عمرو كه ابوسفيان را به همراه عدّه‌اى نزد سلمان و صهيب و بلال آوردند . آنان گفتند : شمشيرهاى خداوند از گردن دشمن خدا برداشته نشد . ابوبكر گفت : اين بزرگ و رئيس قريش است . خبر به رسول خدا رسيد ، حضرت به ابوبكر روى كرده و فرمود : « گويا اين كه تو آنان را ناراحت كرده و به خشم درآورده‌اى و اگر آنان را ناراحت كرده باشى خداوند را به خشم در آورده‌اى ؛ » ابوبكر نزد آنان رفت و گفت : اى برادران ، آيا من شما را به خشم درآورده‌ام ؟ گفتند : نه ، اى ابوبكر ! خداوند تو را بيامرزد . « 1 » او را داستان‌هاى نيكو ، روايات حسنه و فضائل فراوانى است . رضوان‌اللَّه‌عليه سلمان در اواخر دوران خلافت عثمان در سال سى و پنج وفات كرد ، بلكه در اوايل سال سى و شش نيز گفته‌اند . قولى ديگر نقل شده كه در دوران خلافت عمر بوده است . قول اوّل بيشتر گفته شده است و اللَّه اعلم ، شعبى گويد : سلمان در بالاخانه ابىقرّة كندى در مدائن ، ديده از جهان فرو بست . افرادى از صحابه هم‌چون ابن‌عمر ، ابن‌عبّاس ، انس‌بن‌مالك و ابوالطفيل ، از او روايت كرده‌اند . ( پس از بررسى رجال و راويان حديث نور مىگوييم ) : سپاس خداوند را بر آشكارشدن بطلان ياوه‌سرايان و ثبوت صحت حديث شريف نور ، كه به سان نور

--> ( 1 ) . پوشيده نباشد كه در اصل صحيح مسلم در باب فضائل سلمان و بلال ، اين فراز عبارت بدين‌گونه نقل شده است كه گفتند : « لايغفراللَّه لك يا اخي » . ابن عبدالبر مصلحت ديده است كه لفظ « يا ابوبكر » را در بعد كلمه‌ى « لا » اضافه كند تا اين‌كه كلمه‌ى « لا » به « يَغْفِرُ » مربوط نشود و كلمه‌ى « يا أخي » را حذف كرده تا تكرارى نامتناسب لازم نيايد . حال چرا اين تحريف از او صادر شده است ؟ ! آيا به خاطر اين بوده كه اين حديث صراحت دارد در اين‌كه ابوبكر با ناراحت كردن سلمان ، خداوند را به خشم در آورده است ؟ ! . . . بنگريد به همين كتاب ( نفحات الازهار ) 7 : 173 .